یاسمین صدوق
سلام من یاسمین صدوقم دانشجوی پزشکی ورودی ۱۴۰۱ و فارغالتحصیل فرزانگان ۱ تهران. مسیر کنکور برای من یه مسیر واقعی بود؛ نه بینقص و نه همیشه طبق برنامه. روزای خوب داشتم، روزایی هم بود که خسته میشدم یا عقب میافتادم، اما چیزی که کمکم کرد جلو برم این بود که کمکم خودمو بشناسم و راهی پیدا کنم که برام جواب بده. اینجا قراره از همون تجربههای واقعی و قابل اجرا بگم؛ چیزایی که خودم توی مسیرم بهشون رسیدم. اگه تو هم توی این راهی، خوشحال میشم همراهت باشم. منم یه زمانی دقیقاً جای خیلی از شماها بودم؛ پر از استرس، سردرگمی و سوالهایی که جواب مشخصی براشون نداشتم. مسیر کنکور برای من اصلاً یه خط صاف و بیدردسر نبود. بارها پیش اومد که برنامههام به هم ریخت، خسته شدم، انگیزهم افت کرد و حتی به این فکر کردم که شاید اصلاً نتونم به پزشکی برسم. اما چیزی که کمکم مسیرمو تغییر داد این بود که فهمیدم فقط «زیاد خوندن» کافی نیست؛ باید «درست خوندن» رو یاد گرفت. شروع کردم روشهای مختلف رو امتحان کردن، از برنامههای سنگین و غیرواقعی فاصله گرفتم و بهجاش یه روند سادهتر و قابل اجرا برای خودم ساختم. به جای اینکه دنبال کامل بودن باشم، تمرکزم رو گذاشتم روی مداومت؛ حتی تو روزهایی که حالم خوب نبود. اشتباه زیاد داشتم، عقب افتادم، جا زدم، دوباره شروع کردم… اما کمکم فهمیدم همین بالا و پایینها بخشی از مسیره، نه نشونهی شکست. هر بار که ادامه دادم، یه قدم خودمو بهتر شناختم و مسیر برام روشنتر شد. در نهایت نتیجهی اون روزها شد قبولی پزشکی دانشگاه آزاد تهران؛ اما چیزی که برام مهمتره، چیزیه که توی این مسیر یاد گرفتم. حالا اینجام تا همون تجربهها رو صادقانه باهاتون به اشتراک بذارم، شاید مسیر شما کمی قابلفهمتر و آرومتر بشه. اگه تو هم توی این مسیر هستی و گاهی حس میکنی گم شدی، بدون که این حس کاملاً طبیعیه… مهم اینه که ادامه بدی 🌱