
علوم و فنون رو اینطوری بخون تا نتیجه بگیری! | روش مطالعه کنکوری
برای بچه های رشته ی انسانی درس علوم و فنون یکم چالشیه،
مثلاً تاریخ ادبیات رو میخونی و دو هفته بعد نصف اسمها یادت رفته.
آرایه رو بلدی، ولی توی تست بین دو تا گزینه گیر میکنی.
قرابت رو میخونی و با خودت میگی «خب هر دوتا گزینه که تقریباً یه چیز میگن!»
عروض هم که برای خیلیها داستان خودش رو داره 🫠
مشکل اینجاست که خیلی از بچهها سعی میکنن همه بخشهای علوم و فنون رو به یک شکل بخونن.
در حالی که اصلاً نباید این کار رو بکنی.
عروض یه مهارته و تمرین میخواد.
تاریخ ادبیات بیشتر به مرور و دستهبندی نیاز داره.
قرابت با تست و تحلیل قوی میشه.
آرایه هم تا وقتی مثال زیاد نبینی، کامل جا نمیافته.
پس اگه برای علوم و فنون وقت میذاری ولی هنوز نتیجهای که انتظار داری نمیگیری، شاید لازم نباشه بیشتر درس بخونی؛ شاید فقط باید روش خوندنت رو عوض کنی.
بیا از اول ببینیم باید با هر قسمت چهکار کنیم.
اول از همه؛ علوم و فنون رو یه درس واحد نبین
علوم و فنون رو بهتره توی ذهنت به چند قسمت تقسیم کنی:
عروض و قافیه، آرایههای ادبی، تاریخ ادبیات، سبکشناسی و قرابت معنایی.
هر کدوم از اینها روش خودش رو داره.
مثلاً اگه بخوای عروض رو مثل تاریخ ادبیات بخونی و شروع کنی به حفظ کردن، احتمالاً خیلی زود به مشکل میخوری.
یا اگه قرابت رو فقط درسنامه بخونی و تست نزنی، باز هم احتمالاً سر جلسه آزمون به مشکل میخوری.
یه تقسیمبندی خیلی ساده داشته باش:

همین نگاه ساده خیلی کمک میکنه بفهمی برای هر قسمت باید چهجوری وقت بذاری.
عروض رو نذار برای بعد!
بذار از همون قسمتی شروع کنیم که خیلیها دوست دارن ازش فرار کنن: عروض و قافیه!
یکی از بدترین تصمیمهایی که میتونی بگیری اینه که بگی:
«فعلاً بقیه رو میخونم، عروض رو بعداً جمع میکنم.»
چون عروض از اون مباحثی نیست که آخر سال بشینی دو روز بخونیش و بگی خب تموم شد.
باید یه مدت باهاش سروکله بزنی تا دستت راه بیفته.
اولش ممکنه تقطیع کردن برات زمانبر باشه یا وزنها رو قاطی کنی. طبیعیه. هرچی نمونه بیشتری ببینی، کمکم ذهنت به این مدل سؤالها عادت میکنه.
پس عروض رو چطور بخونیم؟
لازم نیست هر بار دو ساعت عروض بخونی.
اتفاقاً بهتره زمان مطالعهاش کوتاهتر ولی تعداد دفعاتش بیشتر باشه.
مثلاً روزی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه یا چند نوبت کوتاه در طول هفته.
درسنامه رو بخون، چند نمونه ببین و سریع برو سراغ تمرین.
اگر یه سؤال رو اشتباه زدی هم فقط جواب رو نگاه نکن و رد نشو. ببین دقیقاً کجای کارت مشکل داشته.
تقطیع رو اشتباه انجام دادی؟
وزن رو تشخیص ندادی؟
قاعده رو یادت رفته؟
این اشتباهها کمکم بهت میگن روی چه چیزی باید بیشتر کار کنی.
توی عروض، استمرار خیلی مهمتر از اینه که یه روز بشینی سه ساعت بخونیش.
آرایه رو حفظ نکن؛ پیداش کن!
خیلی از بچهها تعریف تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه رو خیلی خوب بلدن.
ولی یه بیت که جلوشون میذاری، داستان عوض میشه!
چرا؟
چون آرایه بیشتر از اینکه به حفظ کردن تعریفها نیاز داشته باشه، به قدرت تشخیص نیاز داره.
یعنی باید اونقدر مثال ببینی که وقتی با یه بیت جدید روبهرو شدی، چشمت دنبال نشونههای درست بگرده.
یه سؤال ساده میتونه خیلی کمکت کنه:
اینجا باید دنبال رابطه لفظی بگردم یا معنایی؟
اگه بحث آرایههای لفظیه، بیشتر به خود کلمهها، صداها، تکرارها و شباهتها توجه کن.
اما توی آرایههای معنوی باید یه کم عمیقتر بشی و ببینی پشت جمله چه ارتباطی وجود داره؛ مثلاً تشبیه، استعاره، کنایه، مجاز یا ایهام.
برای آرایه چقدر تست بزنیم؟
اینجا کیفیت تست زدنت از تعداد تست مهمتره.
مثلاً اگه ۲۰ تست بزنی و برای هر سؤال بفهمی:
«چرا این گزینه درسته و اون یکی غلطه؟»
خیلی بیشتر یاد میگیری تا اینکه ۵۰ تست رو فقط جواب بزنی و درصد بگیری.
آرایه با دیدن مثالهای زیاد کمکم برات قابل تشخیص میشه.
تاریخ ادبیات رو طوطیوار حفظ نکن
تاریخ ادبیات اگه بدون نظم خونده بشه واقعاً میتونه اعصابخردکن باشه.
اسم شاعر، اسم اثر، دوره، ویژگیها...
همه رو میخونی و چند روز بعد احساس میکنی نصفشون با هم قاطی شدن.
اینجا بهتره بهجای اینکه اطلاعات رو یکییکی حفظ کنی، دستهبندیشون کنی.
مثلاً یه جدول داشته باش که توش بنویسی:
دوره | شاعر یا نویسنده | اثر | ویژگی مهم
اینطوری مغزت بهجای دهها اطلاعات پراکنده، چند دسته مشخص داره.
تاریخ ادبیات و سبکشناسی رو از هم جدا نکن
این دوتا خیلی بیشتر از چیزی که به نظر میاد به هم ربط دارن.
وقتی یه دوره تاریخی رو میخونی، فقط اسم آدمها و آثارشون رو حفظ نکن.
ببین اون دوره چه فضایی داشته و این فضا چه اثری روی ادبیات گذاشته.
مثلاً:
چرا زبان آثار این دوره این شکلی شده؟
چه موضوعاتی بیشتر تکرار میشن؟
چه ویژگیهایی نسبت به دوره قبل تغییر کرده؟
چه شاعرها و نویسندههایی نماینده این دورهان؟
وقتی این ارتباطها رو بفهمی، سبکشناسی دیگه تبدیل به یه مشت نکته حفظی نمیشه.
خلاصهنویسی اینجا خیلی به دردت میخوره
لازم هم نیست دفترت تبدیل به یه اثر هنری بشه! :))
خلاصه باید کاربردی باشه.
جدول درست کن، نمودار بکش، دورهها رو دستهبندی کن یا برای چیزهایی که مدام فراموش میکنی رمز بساز.
این خلاصهها نزدیک آزمونها و دوران جمعبندی خیلی به کارت میان.
قرابت رو با حس ششم نزن :))
میرسیم به قرابت.
جایی که گاهی یه بیت میبینی، چهار گزینه رو میخونی و احساس میکنی:
«خب... هر چهارتاشون که تقریباً یه چیز میگن!»
مشکل معمولاً از اینجا شروع میشه که قبل از فهمیدن بیت، میریم سراغ گزینهها.
این کار رو نکن.
اول خود بیت رو برای خودت ترجمه کن.
نه ترجمه ادبی و عجیبوغریب؛ خیلی ساده ببین شاعر چی میگه؟
مثلاً از خودت بپرس:
موضوع اصلی این بیت چیه؟
داره درباره امید حرف میزنه یا ناامیدی؟
درباره دنیا و گذرا بودنشه؟
درباره عشق، تلاش، توکل یا چیز دیگهایه؟
حرف اصلی شاعر چیه؟
وقتی جواب این سؤال رو پیدا کردی، بعد برو سراغ گزینهها.
اون موقع تفاوتهای کوچیک بین گزینهها خیلی واضحتر میشن.
قرابت فقط با تست قوی میشه
قرابت از اون مباحثیه که باید نمونه زیاد ببینی.
هرچی تست بیشتری تحلیل کنی، کمکم با مدل سؤالها آشناتر میشی.
ولی دوباره تأکید میکنم:
تحلیل تست از خود تست مهمتره.
اگه یه سؤال رو غلط زدی، فقط جواب درست رو نبین.
ببین چرا گزینهای که انتخاب کردی غلط بوده.
همین کار باعث میشه اشتباهت توی تست بعدی تکرار نشه.
مستقیم بریم سراغ تست یا اول درسنامه بخونیم؟
این سؤال جواب ثابت برای همه نداره.
اگه یه مبحث رو اصلاً بلد نیستی، مستقیم رفتن سراغ تست سخت احتمالاً فقط اعصابت رو خرد میکنه.
اول یه آموزش درست ببین یا درسنامه رو بخون، چند مثال حلشده بررسی کن و وقتی فهمیدی داستان چیه، برو سراغ تست.
اما اون طرف ماجرا هم گیر نکن!
بعضیها انقدر درسنامه میخونن که هیچوقت نوبت تست نمیرسه.
قرار نیست اول «صددرصد» مسلط بشی و بعد تست بزنی.
بخش زیادی از یادگیریت وسط تست زدن اتفاق میافته.
پس روندت میتونه این باشه:

سادهتر از چیزیه که به نظر میاد.
یه اشتباه دیگه: ده تا منبع نخر!
علوم و فنون با زیاد بودن کتابهای روی میزت بهتر نمیشه.
یه کتاب رو شروع میکنی، یکی میگه فلان کتاب بهتره.
میری اون رو میخری.
بعد یه نفر یه جزوه معرفی میکنه.
اونم دانلود میکنی.
بعد یه منبع دیگه برای تست...
آخرش ۵ تا منبع داری که از هر کدوم ۳۰ صفحه خوندی!
یه منبع خوب که کامل کار بشه، از چند منبع نصفه خیلی بهتره.
یک منبع مناسب برای آموزش انتخاب کن، یک منبع تست داشته باش و کامل جلو برو.
اگه بعداً دیدی مثلاً فقط در عروض یا قرابت به تمرین بیشتری نیاز داری، اون موقع میتونی برای همون بخش منبع مکمل داشته باشی.
یه برنامه ساده برای علوم و فنون
برنامه هر دانشآموز باید بر اساس سطح خودش نوشته بشه، ولی اگه الان هیچ ساختاری نداری، میتونی برای شروع تقریباً این مدل جلو بری:
مبحثپیشنهادعروض و قافیهروزی ۱۵ تا ۲۰ دقیقهآرایه۲ تا ۳ جلسه در هفتهتاریخ ادبیات و سبکشناسی۲ جلسه در هفتهقرابتچند نوبت تست و تحلیل در طول هفته
لازم نیست همه اینها رو توی یه روز جا بدی.
اتفاقاً علوم و فنون جزو درسهاییه که بهتره در طول هفته پخش بشه.
خصوصاً عروض، آرایه و قرابت.
وقتی میشینی علوم و فنون بخونی، این ترتیب رو برو
اگه کتاب رو باز میکنی و نمیدونی دقیقاً از کجا شروع کنی، کار رو پیچیده نکن:
۱. مبحث رو یاد بگیر.
۲. چند مثال آموزشی ببین.
۳. تست آموزشی بزن.
۴. تستهات رو تحلیل کن.
۵. نکات جدید و اشتباهاتت رو یادداشت کن.
۶. چند روز بعد دوباره برگرد و مرورشون کن.
یه دفتر کوچیک برای اشتباهاتت هم میتونه خیلی مفید باشه.
قرار نیست همه سؤالها رو داخلش بنویسی.
فقط چیزهایی رو بنویس که احتمال میدی دوباره توشون اشتباه کنی.
بعد از چند ماه این دفتر دقیقاً تبدیل میشه به مجموعهای از نقاط ضعف خودت؛ یعنی یکی از بهترین چیزهایی که میتونی قبل از آزمونها مرور کنی.
اگه فنون میخونی ولی پیشرفت نمیکنی، احتمالاً مشکل اینجاست
یه بررسی سریع انجام بده.
عروض رو گذاشتی برای «بعداً»؟
آرایهها رو فقط حفظ کردی؟
قرابت رو بیشتر با حس جواب میدی؟
تاریخ ادبیات رو بدون دستهبندی میخونی؟
تست میزنی ولی تحلیل نمیکنی؟
هر هفته یه منبع جدید شروع میکنی؟
مطالب قبلی رو مرور نمیکنی؟
اگه جواب چندتاش «آره» بود، احتمالاً دلیل اینکه نتیجه نمیگیری مشخص شد.
و اتفاقاً خبر خوب همینه.
چون وقتی مشکل از روش مطالعه باشه، میشه تغییرش داد.
پس بالاخره علوم و فنون رو چطور بخونیم؟
اگه بخوام همه حرفهایی که زدیم رو خیلی ساده جمع کنم:
علوم و فنون رو یک درس نبین؛ چند مهارت مختلف ببین.
عروض رو کم ولی مداوم تمرین کن.
آرایه رو با مثال و تست یاد بگیر، نه فقط تعریف.
تاریخ ادبیات رو دستهبندی کن و کنارش سبکشناسی رو بخون.
توی قرابت، قبل از اینکه گزینهها رو ببینی، اول بفهم بیت چی میگه.
و هر تستی که غلط میزنی رو تبدیل کن به یه نکته جدید برای تست بعدی.
علوم و فنون از اون درسهاییه که ممکنه اوایل احساس کنی خیلی کند داری توش پیشرفت میکنی.
ولی یه مدت که درست و منظم جلو بری، یهو متوجه میشی چیزهایی که قبلاً باید کلی براشون فکر میکردی، الان خیلی سریعتر به چشمت میان.
وزن رو راحتتر تشخیص میدی.
آرایه رو زودتر پیدا میکنی.
بین گزینههای قرابت کمتر گیر میکنی.
تاریخ ادبیات هم دیگه اون حجم ترسناک اطلاعات پراکنده نیست.
پس اگه الان فنونت اون چیزی نیست که میخوای، زود نتیجه نگیر که «من فنونم ضعیفه».
شاید فقط تا امروز روش درست خوندنش رو پیدا نکرده بودی. 🌱
هنوز نمیدونی علوم و فنون رو چطور توی برنامهات جا بدی؟ 👀
اگه میخوای بدونی با توجه به سطح و شرایط خودت، هر مبحث رو چقدر و چطور بخونی، مشاورهای ورتا کنارتن تا مسیرت رو شخصیسازی کنن. 🌱🔥
همین الان مشاورهتو شروع کن و فنون رو از نقطهضعف به نقطهقوتت تبدیل کن! 🚀
درخواست مشاوره رایگان